در دل بهار، هنگامی که باران و برف بر شانههای شهرها و روستاها مینشینند، آذربایجان غربی هر شب به صحنهای از گرمای حضور مردم بدل میشود.
امشب هم به مانند شبهای دیگر آغاز جنگ تحمیلی، خانوادهها، جوانان و سالخوردگان، با پرچمها و دلهایی روشن، خیابانها و کوچهها را از طنین همصدایی و عشق به سرزمینشان لبریز میکنند؛ انگار شهر در این شبها دوباره جان میگیرد و با هر قدم، ضربان تازهای در رگهایش جاری میشود.
شبهای آذربایجان غربی در روزهای اخیر رنگی دیگر گرفته است. شبهایی سرشار از حضور و همدلی، که مردم از هر کوی و برزن با دلهایی لبریز از عشق به وطن و ایمان در میعادگاههای مردمی گرد هم میآیند.
هوای شهرها و روستاها آمیخته با طنین همصدایی است؛ زمزمههایی که از جان برمیخیزند، سرشار از عشق به وطن، باور و همبستگی. صدای مردم در خیابانها جاری است؛ از خانوادهها گرفته تا کارگران و رانندگان، از بازاریان و کارمندان تا روحانیون و دانشآموزان. همه گرد آمدهاند تا یادآور شوند که جلوهی وحدت، در دل همین شبهای سرد و پرباران، معنا مییابد.
مردم با سردادن شعارهای حماسی از جمله آذربایجان اویاخدی انقلابا دایاخدی، مرگ بر آمریکا و مرگ بر صهیونیست همنوایی خود را شعارهای مبنایی در انقلاب اعلام می کنند.
پرچمهای سهرنگ ایران بر دوش کودکان و جوانان در هوای نمناک شب میدرخشند.
دختران با شور و ایمان در آستانهی میلاد حضرت معصومه (س) با چشمانی براق از اشتیاق حضور دارند؛ نسلی که با باور و امید، خود را ادامهی راه شهیدان و بزرگان این خاک میدانند.
در روستاها و محلات کوچک، نور چراغ مساجد هنوز تا نیمهشب روشن است و کوچهها از آوازهای جمعی پر شدهاند.
کاروانهای خودرویی با پرچمهای افراشته، در میان دانههای برف و باران، کوچه و خیابانها را طی میکنند تا نشان دهند شور و پایداری هنوز زنده است.
در هوای خنک و بارانی بهاره، گرمای حضور مردم، آذربایجان غربی را به صحنهای از ایمان و همبستگی بدل کرده است؛ شبی که خستگی معنایی ندارد و هر چهره از امید و مهر سرشار است.
این شبها، روایتیاند از عشق به خاک، مردم و ارزشهایی که در دل هر ایرانی جاودانهاند.
https://salmaspress.ir/?p=22132





