تاسوعا تنها یادآور یک روز تاریخی نیست و بلکه تجلی یک مکتب است؛ مکتبی که در آن وفاداری، ایستادگی و تسلیم نشدن در برابر زور و باطل، ارزشهایی فراتر از جان انسان معنای پیدا میکند؛ روزی است که تاریخ در برابر انسان میایستد و از او میپرسد که در هنگامه فشار، تهدید و محاصره، در کدام سوی میدان خواهی ایستاد؟
اگر عاشورا روز شهادت است، تاسوعا روز پیمان معنا میشود؛ روزی که حضرت عباس (ع) تا آخرین لحظه بر عهد خود با سید الشهدا (ع) ایستاد و نشان داد که وفاداری به حق، با تهدید، محاصره و فشار شکسته نمیشود.
حضرت ابوالفضل العباس (ع) در فرهنگ شیعه و باور انسانهای آزاده جهان، تنها یک قهرمان جنگی نیست، او نماد مقاومت و ایستادگی است؛ نماد انسانی که میتواند راه آسان تر را انتخاب کند اما آگاهانه راه سخت اما درست را برمیگزیند چرا که حقیقت را بر منفعت ترجیح میدهد. در کربلا بارها فرصت جدا شدن از امام حسین (ع) برای او فراهم شد، اما عباس هرگز زیر پرچمی جز پرچم حق نرفت. او تا آخرین نفسهای خود برای جاودانه ساختن مسیر حق و وفاداری به آرمانهایش پشتیبان امام ماند.
تاسوعا برای بسیاری از مسلمانان و به خصوص شیعیان صرفا یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه الگویی برای فهم مفهوم مقاومت در عصر حاضر است؛ “مقاومتی” که در نپذیرفتن تحمیل، تسلیم نشدن در برابر فشار و حفظ استقلال تصمیم و اراده خلاصه میشود.
در تحلیل حوادث و جنگ اخیر تحمیلی علیه ایران توسط دشمن امریکایی صهیونی، بخش مهمی از جامعه ایران این رخدادها را از دریچه همین فرهنگ تاریخی و مذهبی تفسیر میکند؛ ملت ایران خود را ملتی می بیند که در برابر فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی، اصل استقلال و حق تعیین سرنوشت خود را حفظ کرده و حاضر نشده است تا اراده خود را به دست دشمنان و جنایتکاران تاریخ بسپارد.
بسیاری از مردم ایران، مقاومت خود در برابر فشارها، تهدیدها و جنگهای تحمیلی را در امتداد همین فرهنگ میبینند؛ ملت امام حسین، ممکن است سختی ببیند، ممکن است هزینه بدهد، ممکن است شهید تقدیم کند، اما عزت و استقلال خود را معامله نخواهد کرد.
تاسوعا یک خاطره تاریخی نیست و یک حقیقت زنده است. علمدار کربلا امروز الهام بخش کسانی است که در برابر زورگویی و سلطه طلبی ایستادهاند. بیرق علمدار بر زمین نیفتاده است؛ از کربلا تا امروز، از نخلستانهای فرات تا قلب ملتهایی که آزادگی را برگزیدهاند، این پرچم همچنان برافراشته است.
در همین چارچوب است که جمله مشهور امام شهید آیتالله سید علی خامنهای که فرمودند: «من تا ابد زیر بیرق حضرت ابوالفضل (ع) هستم و زیر بیرق کسی نخواهم رفت» معنا پیدا میکند؛ باوری که در آن پرچم عباس (ع) نماد وفاداری، استقامت و سر فرود نیاوردن در برابر زور است و به معنای ایستادگی بر عهد و پیمان تعبیر میشود.
تاسوعا به ما یاد داد که قدرت حقیقی همیشه در تجهیزات و امکانات خلاصه نمیشود؛ گاهی قدرت در ارادهای فولادینی نهفته است که حاضر نیست حقیقت خود را معامله کند؛ ملتی که در برابر ارتشهای تا دندان مسلح و جنایتکار، متحد و مبعوث میشود، میایستد و تا پای جان از آرمانهایش دفاع میکند.
تاسوعا به ملت ایران یاد داد که معیار عزت، آسایش نیست بلکه استقلال است و معیار پیروزی، رفاه لحظه ای نیست بلکه حفظ کرامت و اختیار است. به همین دلیل، وقتی از مقاومت سخن گفته میشود، ذهن بسیاری از ایرانیان ناخودآگاه به سمت پرچم عباس میرود.
پرچمی که معنایش فقط جنگیدن نیست؛ معنایش این است که هیچ قدرتی حق ندارد برای یک ملت تصمیم بگیرد؛ معنایش این است که حتی اگر همه راهها بسته شود، راه عزت بسته نمیشود. امروز نیز برای بسیاری از ایرانیان، تاسوعا یادآور این حقیقت است که قدرت پیروز در موشک و سلاح آغاز خلاصه نمیشود؛ قدرت حقیقی از ایمانی آغاز میشود که حاضر نیست تسلیم شود و ملت ایران بارها این را در سه جنگ تحمیلی اخیر به رخ جهانیان کشیدند.
تاسوعا تنها روایت یک گذشته دور نیست، بلکه روایت همیشگی انتخاب میان تسلیم و مقاومت و روز تجلی حقیقتی بزرگ است؛ حقیقتی که میگوید اهل ایمان ممکن است شهید شوند، اما تسلیم نمیشوند.
http://salmaspress.ir/?p=22329





